close
تبلیغات در اینترنت
فامیل دور

مجری: فامیل دور اون چیه دست بچته؟

فامیل: قشنگه آقای مجری؟ من واسش خریدم،اسمش خیلی سخته درست نفهمیدم تملت،تمبلت،...

مجری: آخه بچه انقدری تبلت چمیدونه چیه؟ بچه داری چیکار میکنی؟

بچه: دارم پرینازو ادد میکنم!

مجری: فامیل این بچه الآن باید بره بیرون بازی کنه،فعالیت جسمی داشته باشه،این چیزا به دردش نمیخوره

فامیل: آقای مجری الآن دیگه عصر ارتباطاته...این کارایی که شما میگین مال صبح ارتباطات بود،دیگه خیلی میخواست دیر باشه دو و نیم سه بعد از ظهر!

(یهو بچه میزنه زیر گریه)

فامیل: بابایی چرا گریه میکنی؟

بچه: پریناز تو ریلیشنشیپه!




درباره : داستان ,
برچسب ها : فامیل دور , داستان ,
بازدید : 16
[ سه شنبه 04 / 06 / 1393 ] [ 0:46 ] [ نویسنده : man ] | نظرات ()
مطالب متفرقه
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
این نظر توسط niloofar در تاریخ 1393/6/4 و 15:53 دقیقه ارسال شده است

هههههههههههههههه
واااااااااااااااااااااااااااای همشون عشقن عششششششششششششق
پاسخ : موافقم

این نظر توسط ریحانه در تاریخ 1393/6/4 و 1:33 دقیقه ارسال شده است

عاشق جفتشونم....خخخخخ
پاسخ : منم.



.: Weblog Themes By BlackSkin :.